بر گرفته شده از وبلاگ http://sn2s-kurdi.blogfa.com/
ستیز من تنها با تاریکیست ، من برای نبرد با تاریکی شمشیر روی تاریکی نمی کشم ، چراغی می افروزم .( زرتشت)
اصولا تعصب بر نژادی خاص یا نژادپرستی مصداقی است بر این جمله : همه چیز برای نژاد من و هیچ برای سایرین؛ یعنی شخص حاضر باشد برای نشان دادن برتری نژادی خود چشم بر واقعیات بسته و تخریب و تقبیح سایر نژادها را پیشه ی خود سازد.البته این امکان وجود دارد که در این میان برخی واقعیات بر زبان آورده شود ولی در کل مفاهیم بر پایه ی احساسات است تا تعقل. اهمیت این موضوع زمانی معلوم می شود که به کانون ایجاد تعصبات نژادی بنگریم ، جایی که نژادهای مختلف با فرهنگ های گوناگون در کنار هم زندگی می کنند.در این بین لازم است جرقه ای برای ایجاد اختلاف و تحریک احساسات زده شود، تا تعصبات نژادی یا نژاد پرستی به اوج خود برسد. هدف از این مقدمه پرداختن به علل و عواقب تعصب در شهری چون نقده که از دیرباز شاهد زندگی دو ملت کرد و آذری در کنار همدیگرمی باشد،است. جریانات معاصر در نقده،بویژه جنگ داخلی نقده (سندوس ) در سال 1358هجری شمسی همان جرقه ای بود که در بالا به آن اشاره شد.هم اکنون نقده مرکز فوران احساسات و تعصبات قومی (چه آذری وچه کرد) می باشد.براستی چرا؟ کدامیک مقصرند؟آیا علت سومی (جریان های محرک به ویژه افراط گرایان پان ترک) نیز در این بین وجود دارد؟ جواب این سوال ها برای شخصی که دراین شهر زندگی میکند چندان دشوار نیست.هدف این نیست که در این مقاله عمدا بار این گناه بر دوش قوم خاصی گرانی کند، بلکه هدف بیان واقعیات است ،تلخ یا شیرین ........